من حدود یک سال پیش با این آقا(30)آشنا شدم توی اینستاگرام اول از خودم بگم که ۲۲ سالمه و از نظر ظاهری خیلی سردتر از ایشون هستم و ایشونم از نظر شخصیتی خیلی سرتر از من هستند
رابطمون لانگ دیسنسه و حدود سه ماه پیش بهم پیشنهاد دادم و من هم قبول کردم و تا الانم فقط یک بار همو دیدیم یکی از چیزهایی که باعث میشه که من جذب ایشون بشم باهوش بودنشون هست
ایشون خیلی با من مهربونن و خیلی برای رابطمون وقت میذارن از صحبت کردن باهاشون لذت میبرم و برام جذابیت زیادی دارن البته ایشون روانشناس هم هستند بیتأثیر نیست البته این یکی از شغلاشه (یه موسسه اموزشی هم دارن)
خیلی با اخلاقهای من مدارا میکنن مثلآ، دیشب یه بحثی بینمون پیش اومده که دچار تردیدم که ادامه بدم یا نه
وقتی قرار شدش که همدیگرو برای بار دوم ببینیم ایشون گفتش که بریم خونه و از اینجا به بعد داستان برای من خیلی عصبانی کننده بود ( یکی از بدیهای رابطه لانگ دیسنس اینه که وقتی یک بار یا دو بار میبینیش بعد مجبوری برای یه مدت طولانی دیگه نبینیش و این فاصله باعث میشه که یه توهمی توی اون رابطه به وجود بیاد که انگار خیلی همو میشناسید) منم چون به این موضوع آگاه بودم گفتم دوست ندارم این اتفاق بیفته و میخوام که زمان بیشتری به رابطمون بدم
خلاصه یه رفتارهایی از خودش نشون داد که واقعاً منو مردد کرد!! مثلاً گفت من میخوام برم سربازی اگه این همه زمان بخوای که دیگه اتفاقی بینمون نمیافته
یا میگفت مگه تو خونه میری حتماً باید این اتفاقا بیفته( من ذاتاً آدم خوشبینی نیستم شاید میشه گفت تا حدی بدبینم و میدونم که تو خونه جز اینجور چیزا اتفاق دیگهای نمیافته) یا بهم گفت اول و آخر که قراره ازم زده بشی!!!
عجیب اینجا بود که وقتی من بهش میگفتم باید به رابطمون زمان بدیم آخر سر گفت تو دنبال رابطه تفریحی میخوای که خوش بگذرونی!!! بعدش کلی ناراحت شدم و قطع کردم خدافظی کردم
راستش این اولین باری بودش که همچین رفتاری ازش میدیدم گرچه بعدش 40بار تا سه شب زنگ زدو کلیsms عذرخواهی فرستادو من یورمم نگرفتمش(برنداشتم)
بعدشم فردایش 15بار دگ زنگ زدو باهاش کلی دعوا گرفتمو بازم عذرخواهی کرد!
میگه هرمن بگم اصلا کاریم نداره و سربازیم نمیخواد بره گفته که دلم براش بسوزه:/
با تمام این اوصاف من بازم حرفاشو باور نمیکنم