2777
2789
عنوان

خودکشی؟...

| مشاهده متن کامل بحث + 1611 بازدید | 50 پست
پس مهرتو اجرا بذار و حتما سر کار برو امیدوارم اون دست بزن هاش رو رفته باشی پزشکی قانونی و مدرک داشته ...

میخوام اجرا بذارم خانوادم نمیذارن حتی از خونه بیرون برم😔میگن اشتی میکنید تقصیر خودم بود دفعه قبل که قهرکردم برگشتم فکرمیکنن مثل دفعه قبله

جای بعضیاشون روی بازوم هست اون حساب میشه؟

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

عزیزم  از خدا برات آرامش میخوام ایشالا خدا کمکت کنه❤️


ولی یه سوال دارم ازت من دختر عمم دوستمه ۱۶سالشه منم ۱۹ سالمه الان در حال طلاقه چون شوهرش بهش خیانت کرد و کلی عذابش داد افسرده شد و با اجبار خانوادش هم عروسی کرد .الان خیلی باهام یجور شده هروقت میرم پیشش دلداریش بدم باهاش میگم و میخندم برمیگرده یجوری عقده هاشو روم خالی میکنه مثلا چرا ترشیده ایی کی عروسی میکنی ازت راحت بشیم یا پارسال اینقدر درس خوندی آخرم کنکورتو خراب کردی احساس بی ارزشی نمیکنی یا میخوای چکار کنی اینجور موندی مثل بدبختا حداقل برو بیرون کار بکن!! با اینکه من از هر لحاظ هیچ کم و کسری ندارم و تقریبا آزادی خودمو دارم فقط تنها مشکلم کنکوره ک امسال هرچی قبول شدم دیگه میرم دنبال هدفم.


ببخشید خیلی عذر میخوام عزیزم ولی چون تجربه یکم مشابهی دارین گفتم بپرسم داره ناراحتی طلاقشو رو من خالی میکنه یا من حساسم؟؟؟ چون خیلی ازش دلخورم.

عزیزم  از خدا برات آرامش میخوام ایشالا خدا کمکت کنه❤️ ولی یه سوال دارم ازت من دختر عمم دوست ...

نمیدونم عزیزم شاید..ولی من واقعا با هیچکس اینجوری رفتار نکردم چون به کسی مربوط نیست وقتی شوهرت نخواد زندگی کنه و تو عقده هاتو روی کس دیگه ایی خالی کنی بنظرم خیلی نزدیکش نشو 

عزیزم ازت خواهش میکنم  خودتو کنترل کن. ببین بلاخره حرف فامیل و مردم روی مادرت تاثیر گذار گذاشته ... اونم تحت فشاره. ولی نباید خودتو ببازی. یه لحظه فکر کن برگردی به اون جهنم خونه..... 

اگه یه لحظه دوباره زندگی کردن پیش اون مرد و مادرشوهر عوضیت یادآوری کنی ترجیح میدی روزی صدبار از مادر خودت تیکه بشنوی...

ازت خواهش میکنم حداقل روزی با داداشت یا با مادرت برو پارک یا برو بیرون. بزار حال و هوای عوض بشه

فافا  همون اسمی که پسرم تا ۵ سالگی منو صدا کرد  ولی بعدا بهم گفت مامان جون  

با مامانت با قلق خودش صحبت کن. سعی کن اعتمادش به دست بیاری.  پدرت بکش سمت خودت. از خاطرات بدت توی اون خونه حرف بزن.بزار بدونن شرایطت چی بوده. دیگه خجالت نکش که از زندگیت بفهمن دیگه تو برگشتی و قرار نیست دوباره بری پیش اونا ... پس با خیال راحت ازشون فقط بدگویی کن. 

بزار ذهن شون پر بشه. 

خواهش میکنم توی خودت نریزززز

فافا  همون اسمی که پسرم تا ۵ سالگی منو صدا کرد  ولی بعدا بهم گفت مامان جون  

نمیدونم عزیزم شاید..ولی من واقعا با هیچکس اینجوری رفتار نکردم چون به کسی مربوط نیست وقتی شوهرت نخواد ...

خواهش میکنم این لحظه ها که بهت فشار میاد به برگشتن فکر نکن

فافا  همون اسمی که پسرم تا ۵ سالگی منو صدا کرد  ولی بعدا بهم گفت مامان جون  

نمیدونم عزیزم شاید..ولی من واقعا با هیچکس اینجوری رفتار نکردم چون به کسی مربوط نیست وقتی شوهرت نخواد ...

بلانسبت نمیفهمه عزیزم و از بس بهش فشار میادمی‌خواد ذهن مارو هم مثل خودش مریض کنه سعی میکنه زیرکی نیش بزنه انگار چششو در آوردم با اینکه به جز خوبی چیزی ازم ندیده !!! منم چند مدته رفت و امدمو باهاش قطع کردم و در حد یک دوست خیلی عادی شدم و هیچوقت مثل قبل نمیشم باهاش. مامانم هم حرف شمارو‌ زد گفت آدمای که پیششون راحت نیستی از خودت دور کن

بلانسبت نمیفهمه عزیزم و از بس بهش فشار میادمی‌خواد ذهن مارو هم مثل خودش مریض کنه سعی میکنه زیرکی نیش ...

درست میگه مادرت گلم

من خودم میخوام طلاق بگیرم دخترعمو و فامیلامون یه جوری باهام رفتار میکنن انگار قتل کردم حتی دخترعموم که دوست صمیمیم بود مثلا میخواد با رفتارش بگه طلاق نگیر باهام سرد برخورد کرد چندوقت منم دیگه اصلا تحویلش نمیگیرم ...

درست میگه مادرت گلم من خودم میخوام طلاق بگیرم دخترعمو و فامیلامون یه جوری باهام رفتار میکنن انگار ق ...

بهتر عزیزم اینو به عنوان یه نصیحت دوستانه از من ببر به هیچ عنوان با آدمای بیرونی درد و دل نکن و نقطه ضعف نشون نده چون بعدا بر علیهت استفاده میکنن و امیدوارم از این به بعد بهترین زندگیو داشته باشی و ادمی سر راهت قرار بگیره ک لیاقتتو داشته باشه با اینکه من دختر مجردیم ولی درکت میکنم و هرکی باهات بد کرد به کارما بسپارش مثل من همین دختر عمم موقعه ایی ک عقد بود ک با اجبار خانواده هم بود خیلی اذیتم کرد هروقت منو میدید تو جمع چسب ترشیدگی میزد به پیشونیم با اینکه من (۱۷ سال بودم همش فکر و ذهنم امتحانات بود خواستگار میومد مادرم بهم نمیگف ک ذهنم بهم نریزه) یا میگفت من شوهرم دوس نداره با دختر بی حجاب بگردم حجابتو جمع کن

منم بهش گفتم مجبورت کردم بگردی دختری ک پاکه چه منتش به خاکه😐!!!منم از ته دل گفتم درسته ۱۵ سالته بچه ای ولی میسپارمت به خدا نفرینتم نمیکنم الان در حال طلاقه چون بدترین مرد دنیا بود شوهرش و نمیدونس اما بازم از ته دل براش ناراحتم.

ببخشید زیاد شد فقط یکمی از تجربمو گفتم که بدونی اگ کسی دلتو شکوند نون دلشو میخوره❤️

بهتر عزیزم اینو به عنوان یه نصیحت دوستانه از من ببر به هیچ عنوان با آدمای بیرونی درد و دل نکن و ...

فدات عزیزم هیچوقت واسه ازدواج عجله نکن این خانوم خواسته با حرفش تورو ناراحت کنه و اعتماد به نفستو پایین بیاره به نظرم دیر ازدواج کردن خیلی بهتر از یه انتخاب بد داشتن و دور از جون شما طلاق گرفتنه...من خودم بیست سالمه و با این سن باید بیوفتم دنبال کارای طلاقم:) نمیدونی چقد سخته و اینکه هنوز طلاق نگرفته چندنفر بهم پیشنهاد دادن واسه دوستی و بعضیاشونم ازدواج حتی بهشون فکرنمیکنم چون انگار حس دوس داشتنم کشته شده انقد شوهرم عذابم داده...

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز