سلام خانوما دوماهه خونه پدرمم قصدم طلاقه ولی خانوادم نمیذارن برم درخواست بدم میگن بچه ای از دلت درمیاد بعدا پشیمون میشی..درصورتی که اینطوری نیست.تو این دوماه شوهرم هیچ خبری ازم نگرفته که برامم مهم نیست واقعا ولی این شده اهرم فشار مادرم که هرچی میشه مثلا یک ساعت دیر از خواب بیدار میشم یا کاری رو نمیتونم کمکش کنم بهم میگه تو اگه خوب بودی که یه خبری شوهرت ازت میگرفت یا میگه حق دارن تورو نخوان کی تورو میخواد.همش با حرفاشون عذابم میدن خیلی دلم گرفته اصلا درک نمیکنن من خودم افسردم شنیدن این حرفا خیلی اذیتم میکنه..بیشتروقتا به فکر خودکشیم.اخه این چه زندگیه که نه از شوهر شانس اوردم و نه از خانواده 😔
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
میشه بگی دلیل جداییت چیه اگه خیلی کارش بد نبوده با مشاوره حل میشه ها!
دست بزن داره عزیزم خسیس و شکاک در حدی که توی این دوسال منو پامو از خونه بیرون نذاشتم تنهایی...بچه ننه اس میگه مادرم بگه تورو میکشم...و از همه بدتر نمیخواد درستش کنه میگه همینه که هست نمیخوای برو