من یه عمویی دارم سر داستان هایی باهاش بشدت مشکل دارم از بچگیم یه سری کارایی کرد که باعث شد ازش تنفر پیدا کنم در کل به غیر از اون قضایا هم آدم درستی از خیلی از نظرات نیست
هرچی بدی و مصیبت به آدم میرسه از خودی و دوست و فامیل میرسه وگرنه غریبه چه میدونه تو دل و زندگی ما چه خبره
آرزو دارم ناخواسته به دست آوری آن چيزهايی را که خواسته هایت هستند… آن گونه که با خود بياندیشی : آيا کسی برايم آرزويی کرده است … ؟! هی پاک می کنم… هی می نويسم… املايم بد نيست ! از تکرار اسمت لذت می برم… ولی تو مرا جا گذاشتی بین اینهمه هیاهوی زندگی😓
خیلیا...این منو داغووون میکنه اصلا نمیتونم حسمو توصیف کنم هم دلم میسوزه براش که نمیدونه داداشش کیه و با دخترش چه کرده هم حرصم میگیره که همچین کسی داره دوست داشته میشه
فداتشم عزیزم ما هم از این نخاله ها فراوون داریم هفت تا عمه و یه عمو دارم از صد تا یزید و شمر بدترن
آرزو دارم ناخواسته به دست آوری آن چيزهايی را که خواسته هایت هستند… آن گونه که با خود بياندیشی : آيا کسی برايم آرزويی کرده است … ؟! هی پاک می کنم… هی می نويسم… املايم بد نيست ! از تکرار اسمت لذت می برم… ولی تو مرا جا گذاشتی بین اینهمه هیاهوی زندگی😓