2777
2789
عنوان

به اصطلاح شوهر پست فطرت

674 بازدید | 15 پست

وای وای وای…

چقدر  ادم میتونه پست باشه….

من دانشجوی دانشگاه دولتی شهرستان بودم و خیلی دختر محجوب و درس خونی بودم

با به اصطلاح شوهرم که ۱۳ سال اختلاف سنی داریم اشنا شدم

اون موقع من ۲۱ سال و اون ۳۴ سالش بود

اون موقع در به در خانوادش دنبال زن براش میگشتن…

بعد یک ماه از دوستیمون…

یه شب که من داشتم برمیگشتم شهرم از دانشگاه

تو اتوبوس بهم پیام داد…باهام ازدواج میکنی،؟؟

هنگ کردم….گفتم فعلا زوده…

اما خانوادش چون فشار میوردن و دختر معرفی میکردن…

به من فشار میورد که جواب بده بهم…

منم چون مطمئن نبودم…چون باید از کلان شهر میرفتم شهرستان زندگی می کردم…

هی دست دست می کردم

اخر سر گفت چیشد جوابت چیه…منم میگفتم باید با پدر  و مادرم صحبت کنی و راضیشون کنی…اومد شهرم و جداگانه با پدر و مادرم حرف زد

می گفت: اره رو چشم منه…نمیزارم اب تو دلش تکون بخوره…از این حرفا

پدر و مادرم رو با زبون راضی کرد….

چون مشکل پارانویید داره….بهم میگفت قسم بخور تاحالا با پسری رابطه نداشتی قسم خوردم که نداشتم….مابین دوستیمون بهش گفتم من مشهد خیلی دوست دارم….گفت باشه باهم بریم…اینم بگم چون راه دور درس میخوندم پدر و مادرم در جریان نبودن…

گفت ولی به شرط اینکه جلوی ضریح امام رضا دست بزاری رو قران با کسی رابطه نداشتی….بماند که بازم اینکارو کردم حرفمو قبول نمی کرد…

اینم بگم بعد ازدواج شروع کرد مال و اموالشو انتقال دادن و باهام به شدت سرد بود چون بی اعتماده کلا….به هیچ احد الناسی اعتماد نداره علی الخصوص من…

خلاصه الان با پدرم حرف زده که دخترت منو گول زد…دخترت به زور منو برد مشهد…من اصلا نمیخواستمش به زور گفت بیام با شماها حرف بزنم…

اینم بگم جلسه اول که دیدمش سیگار رو لبش بود و مشروب میخورد…

برگشته میگه به بابام به خاطر دخترت من مشروب خوردم بعد ازدواج😐

اصا من اهل این چیزا نیستم

خیلی پسته….

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

هووووف خودم درگیر این ازدواج بودم و خودش رفت مستقیم دادخواست طلاق داد ، اوایل سخت بود برام خیلی سخت بود اما الان واقعا هرچه زودتر منتظر رای دادگاه ام که تموم بشه بره از زندگیم بیرون نکبت عوضی ، اونم پارانویبد داشت به زور باهام ازدواج کرد الان به همه میگه من گولش زدم 

عقد کردید عزیزم😓

الهی بگردم

ناراحت شدم برات 

من روزهای سختی رو گذروندم تا پای مرگ رفتم و برگشتم،هنوزم روزهای سختم تموم نشدن،برام دعا کنید،سلامتی میتونه معجزه زندگیم باشه
هووووف خودم درگیر این ازدواج بودم و خودش رفت مستقیم دادخواست طلاق داد ، اوایل سخت بود برام خیلی سخت ...

اره پارانویید فک میکنه همه گولش میزنن….

با مشاوره حرف زدیم

مشاوره خندش گرفت گفت دختره که شرایطش اوکی بوده چیه تو رو گول زده😑😑😑😑

عقد کردید عزیزم😓 الهی بگردم ناراحت شدم برات 

اره عزیزم

۵سال عقد و ۴سال عروسی

پدر و مادرم میگن بهم که

به روت نمیوردیم

ولی رفتارای پسره رو دیدیم

هر روز منتظر بودیم برگردی…

مادرم میگه خیلی حرصتو میخوردم که میخواستی پیش ما طاهر سازی کنی باهاش خوبی…اما ما بی اعتناییشو بهت میدیدیم

اره پارانویید فک میکنه همه گولش میزنن…. با مشاوره حرف زدیم مشاوره خندش گرفت گفت دختره که شرایطش او ...

اره من اوایل انقد گریه و زاری و التماسش کردم وقتی دادخواست داد الان میبینم راحت شدم بخدا ، همش کتک میخوردم ، تازه به چه سختی باهم ازدواج کرده بودیم پست فطرت عوضی ، هنوز بهم میگه گولم زدی ،

اره من اوایل انقد گریه و زاری و التماسش کردم وقتی دادخواست داد الان میبینم راحت شدم بخدا ، همش کتک م ...

😂😂😂

راحت شدی به خدا…

منم که هر روز و هرشب گریه می کردم…

می گفتم نکنه واقعا ادمی هستم که داره میگه…نکنه واقعا ادم بی اعتمادیم…تا اینکه با مشاوره حرف زدم گفت خانم همین الان تاکسی بگیر برو خونه بابات…این درست نمیشه….


اره عزیزم ۵سال عقد و ۴سال عروسی پدر و مادرم میگن بهم که به روت نمیوردیم ولی رفتارای پسره رو دیدی ...

ای جانم

قابل درمانه شاید بیماریش

برید مشاوره

حیفه بخدا

سنی نداری عزیزم 

من روزهای سختی رو گذروندم تا پای مرگ رفتم و برگشتم،هنوزم روزهای سختم تموم نشدن،برام دعا کنید،سلامتی میتونه معجزه زندگیم باشه
ای جانم قابل درمانه شاید بیماریش برید مشاوره حیفه بخدا سنی نداری عزیزم

خیلی مشاوره رفتیم

خودش نمیخواست

یه کلام میگفت مهرتو ببخش

من میگفتم مشکل من بی اعتمادیته

اون میگه مهرتو ببخش….

کلا مشکل پارانویید غیر قابل درمانه عزیزم

مگر دارو درمانی شه

خیلی مشاوره رفتیم خودش نمیخواست یه کلام میگفت مهرتو ببخش من میگفتم مشکل من بی اعتمادیته اون میگه ...

عزیز دلم 

شما هم مهرتو نبخش

هر چیزی تاوان داره

ایشون هم باید تاوان بده

الهی خداوند درهای خیر رو برات باز کنه

من روزهای سختی رو گذروندم تا پای مرگ رفتم و برگشتم،هنوزم روزهای سختم تموم نشدن،برام دعا کنید،سلامتی میتونه معجزه زندگیم باشه
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792