چند روزی میشه که مامانش کلا گوشیشو ازش گرفته و پیام رسان هاشو پاک کرده به خاطر معدل
و فقط داره درس میخونه
امروز زنگ زدم درمورد مدرسه ازش سوال کنم ببینم خبری داره یا نه
اخه مدرسه کلاس اجباری تقویتی گذاشته و من و اون قصد رفتن نداریم
ولی چند تا بوق خورد جواب نداد و منم قطع کردم .
باز شب زنگ زدم و اشغال بود
چند بار زدم و فهمیدم بلاکم کرده و زنگ زدم به یه خط دیگه که ابجیش جواب داد و گفت ابجیم دردسترس نیست و منم قطع کردم
پیام دادم و گفتم بلاک کن باشه دیگه نه من نه تو .
زنگ زده بود چندبار ولی چون منم بلاکش کرده بودم فقط علامتش اومده بود
باز از بلاکی درش اوردم و زنگ زد
جواب دادم و حرف نزدم فقط گوش دادم
گفت به خدا من حموم بودم و بعد از ظهر گوشیمو با خودشون برده بودن و بیرون ....
منم گفتم قبول و یکم در مورد مدرسه حرف زدیم
وسط حرف زدنمون آبجیش گفت تایم تمومه
با اینکه ۴ سال کوچیکتره آبجیش. و منم گفتم برو قط کردم
ولی اخرشم این دوستی به خاطر مامانش به هم میخوره
من دوسش دارم با همه ی این کاراش ولی نمیتونم تحمل کنم .