دیروز داشتم با جاریم حرف میزدم میگفت رفتیم باغ پدر شوهر مادرشوهر بهمون گفتن بیاید بعد من یاد ندارم تو این پنج ک ازدواج کردم مادرشوهرم بگه بگه یا پدرشوهرم
ولی هروقت کار داشته باشن یا درخواستی داشته باشن خب بلدن به روی شوهر من بیارن
خیلی ناراحت شدم اعصابم بهم ریخت چون هیچ وقت نه منو نه شوهرمو آدم حساب میکنن احترام سرمون بزارن
شوهرم هم خیلی بهشون رو داره همیشه هم طرفشونو میگیره به شوهرم هم گفتم جاریم اینو گفته گفت مامانم به منم میگه بیاید منم گفتم والا من ک دیدم هروقت کار داشته بهت گفته همش طرف اونارو میگیره
واقعا خیلی احساس بدبختی میکنم بچه ها میسوزم ک هم جاریم هم مادرشوهرم میخوان با این رفتارا روی مخ من برن بعد یا شوهرم هم دردل میکنم همش طرف مادرشو میگیره اصلا بیشتر میسوزم داشتم گریه میکردم میگفتم واقعا چقدر بدبختم چون نه اهل دعوت هستن نه دوست دارن کسی خونشون بیاذ بعد با این حرفاشون سوز هم به من میزارن