هرچ صدا زدم بهم نگاه نکرد...
گفتم شاید نخاستن ازش همچیو درست کرد ...
دلم برا نماز خوندن خیلی تنگ شده
اما بعضی وختا لجم میگیره
کسی که ی بارم سرش ب سجده نرفته
خیلی سریع به هرچیزی ک میخاد میرسه، اسمشون روهم نمیشع گذاشت تلاش چون اصلا تلاشی نکردن و فقط خدا براشون خاست
اونوقت منی که چله میگرفتم نماز میخوندم روزه میگرفتم
به نیازمندا کمک میکردم هیچ بر هیچ و دوباره مورد امتحان الهی قرار میگرفتم
حاجی زوره بخدا
شاید راه درست راه اوناس
من داشتم بیراهه میرفتم ...
شاید رها کردن نخاستن بهترین راه
نمیدونم کدوم راه درسته کدوم راه غلط
اما خستهم از صبوری کردنا بیجا..
مگ نمیگین خدا هست خدا هستتتت
من ساده بودم حرف و رفتارا بندههاش باور میکردم
پس چرا نمیبینم چوب خدارو ؟ چرا خوشحال تر از قبلن و زندگیشون عالیه؟؟؟؟
خدا خستهم از برنامهی ک برام چیندی! عدالتت کووو؟
بمونه به یادگار از حال بد این روزهام