شبیهت میاد توی زندگیت
اگر شبیهت نیست
پس هنوز چیزایی هست در مورد خودت که نمی دونی.
مثلا خودت رو مهربون میدونی
ولی کسایی هستن توی زندگیت که مهربون نمی دونیشون
خب
اینجا باید دید آیا واقعا مهربونی یا از مهربون نبودن میترسی؛ یا مهربونی که مورد تائید قرار بگیری یا...
اگر واقعا مهربون باشی با خودت هم مهربونی و خودت رو در موقعیت سوءاستفاده قرار نمیدی.
اون وقت مهربونی رو برای خودِ مهربونی انجام میدی و توقع قدردانی یا جبران نداری. انقدر آزمایش میشه این تصور مهربون بودن تا خودت رو (اونی که فکر میکنی هستی) بشناسی.
اینجاست که اگر شرایط بیرونی برامون خوشایند نیست، به جای شکایت از زمین و آسمون، بهتره صد و هشتاد درجه برگردیم و به خودمون نگاه کنیم که چطور خالق این شرایط بودیم و با پذیرش مسئولیتمون، خودمون رو قادر به تغییرش بدونیم.
من اینو تجربه کردم و از تجربه م میگم.