2777
2789
عنوان

وزن گیری جنین

| مشاهده متن کامل بحث + 401 بازدید | 47 پست
الهی آمین.  واقعا باور و نگاه مادر خیلی مهمه.  اون مادری ک با ترس شدید و عدم اعتماد به ن ...

دقیقا من اصلا ترس نداشتم ،وصیتمم حتی کردم هم به مادرم هم به همسرم گفتم اگه واسه من اتفاقی افتاد ،مواظب بچم باشین به شوهرم گفتم حق اینو داری ازدواج کنی ولی حق اینو نداری بچمو زیر دست نامادری بزرگ کنی میبریش پیش مادر بزرگاش نوبتی بزرگش کنن ،من انقدر دل و جرات داشتم که وصیتمم کردم گفتم ادمیزاده شاید دور از جون مشکلی براش پیش بیاد ،وقتی هم که بستری شدم اصلا استرس نداشتم هیچ بیشتر ذوق میکردم ،وقتی منو معاینه میکردن تو حین دردا میگفتم خدا خیرتون بده که کمکم میکنین بچم زودتر به دنیا بیاد ولی باقی خانما خیلی سخت اجازه معاینه میدادن سازگاری نداشتن با ماما و پرستار ،ولی من که باهاشون همکاری میکردم خیلی هوامو داشتن ،حتی حین دردا یه بار سر ماما همراهم داد کشیدم داشت معاینه میکرد منم حس فشار و درد شدید داشتم داد زدم گفتم ولممم کننن 😵😵 اونم گفت باشه باشه دستشو کشید وقتی دردم آروم شد گفتم بخدا حلالم کن دست خودم نبود وقتی هم بچه دنیا اومد ازش کلللییی معذرت خواهی کردم ،واسه همشون دعا کردم خیلی دوسم داشتن ماما ها هوامو داشتن ،من انتخاب بعدیمم اگه باردارشدم به امید خدا طبیعی هست الان تجربه بهتری دارم نسبت به اولی 

❌❌ درخواست دوستی ممنوع🤚

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

دقیقا من اصلا ترس نداشتم ،وصیتمم حتی کردم هم به مادرم هم به همسرم گفتم اگه واسه من اتفاقی افتاد ،موا ...

احسنت. منم دقیقا همین بودم. 

چون اروم تر بودم ماماها و کادر درمان هم باهام خوش اخلاق و مهربون بودن. 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792