سلام به همگی
داستان من از این قراره که شوهرم اصلا اخلاق و رفتار خوش نداره اصلا گفتار نداره اصلا بیرون نمیبره با دوستاش سفر میره ولی منو اصلا جایی نمیبره نهایتا بذاره دم خونه بابام و تمام هیچی به لطف کاراش وجودم نسبت بهش پر از خشم و کینه ست همش میگه ازت خوشم نمیاد و دعوای بد و بزن بشکون هم زیاد داشتیم حالا دیشب بحث کردیم میگه غروب اومدم خونه نباشی
عصبانی هم نیستم خسته شدم از این زندگی از این اعصاب خردی نمیدونم چیکار کنم