دوس پسرم ک دو هفته بود دوس شده بودیم خونشون نزدیکمون بود خانوادهش فرستاد خاستگاری ک اصلا راضی نبودن بیان و اینک وقتی اومدن حرف زدیم و.. جواب خواسن و مامانم گف ۳ روز دیگ زنگ بزنید و دوس پسرم همش عروس خانم بهم میگف و ... ک مامانم چقد ازت خوشش اومده تا اینک پنجشنبه شب یهو گف مامانش ک مریض بوده فوت شده و . ب من ک برو می زندگیت و امروز ک از جلو مغازشون رد شدم دیدم دروغ بوده بش یه دستی زدم ک اینجوری چرا دروغ گفتی گف یه مشکلی پیش اومده ک شرایط ازدواج ندارم بعد گف خانواده ام خوششون نیومده خب هم ن سه روز بم میگفتی دیگ 🥲
https://www.aparat.com/v/yGrEi/برکات_دعای_توسل_هر_روزاگه حاجت داریدگوش کنید😍اگه انجام دادیدمنم دعاکنید🙏اینکه سال بعدبچمو بغلم کنم ...و پدر و مادرم سلامت باشند وسایشون بالای سرم
من بودم دیگه اسمش رو هم نمی آوردم،اونی که برای رهایی از موضوعی از جون مادرش مایه میزاره دیگه مشخصه چ ...
من بمیره هم برام مهم نیس فقط هنگم ک آقا نمیخاسی میگفتی نمیخامت چرا اینجوری کردی تو ک پدر مادرتو دراوردی تا بیان خونه ما از خونه قهر کردی برام اونهمه کار کردی ک بیان فقط چیشد ک اینجوری کردی والا میگف نمیخام من مگ اسگول بودم بمونم