من حالم خوبه تقریبا زندگیم رو رواله.. ولی وقتی پدر و مادرم دعوا میکنن به هر دلیلی (کوچک و بزرگ).. دلم خیلی میشکنه..دلم آرامش میخواد. گاهی وقتا حس میکنم که اضافیم تو این خونه.. سی سالمم هس.. خجالت میکشم از خودم که کار درست حسابیم ندارم.. آرزو میکردم کاش میرفتم یه جا دور تنها برا خودم.. هیچ عشقی هم تو زندگیم نیس که دلمو خوش کنم بهش.. یا خواستگاری ..خیلی حس تنهایی میکنم....بعضی وقتا فکر میکنم کاش که اصلا زنده نبودم... ولی زندگیو دوس دارم .. اما خیلی کم میارم.. هم این حس تنهایی و هم این بحثای تو خونه.. همم نبود ثبات شغلی..
منم ۳۰ سالمه میخوام جدا بشم از زندگی مشترک خیری ندیدم والا
خیلی وقته که زندگی کردن رو فراموش کردم ، خیلی وقته که خنده برام شده آرزو ، یادمه از وقتی که پسرکوچولوم به دنیا اومد نتونستم براش درست مادری کنم ..من شرمنده اونم ..و برای خدا بندگی نکردم..من بیمارم ..کاش ته دلت فقط بگی خدایا شفاش بده ...شاید خدا ، صدای منو از زبون تو شنید ...شاید من رو به زندگی برگردوند ..و من از کسی که نمیشناسمش ولی زندگیمو مدیون دعا و دل مهربونشم تا ابد ممنونم...
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.