رفتاراش عجیبه تاپیکامو بخونید متوجه میشید
هر چند وقت یکبار شبا که خوابم صدای گوشی سادش تق تق ش میاد
منو شکاک و عصبی کرده
وقتی باهاش حرف میزنم گلایه میکنم از ناراحتیام اهمیت نمیده وسط صحبتام رهام میکنه
دیشب کلا پشتشو کرده خوابیده دیگه مثل قبل شبا بغلم نمیکنه وقتی خوابم
صبح با اینکه با گوشی بود منو پیچوند براش صبحانه حاضر کردم ببره
موقع رفتن کلا بیدارم بود بهم محل نداد
یه سری مسائل و پنهان میکنه از زبون خانوادش میفهمم
کاراش شک بر انگیزه
یاد عقد افتادم که میخواستم باهاش برقصم بهم محل نداد سرشو کرد تو گوشی اهنگ غمگین گذاشت بغض کرد
وقتی میرفتیم بیرون اینکارو میکرد
نمیدونم از چی بگم خوبی هاشم کم نیست اما سردم کرده همیشه منو میپیچونه
وقتی کار اشتباهیی میکنه
مردیکه متاهله دختر همسایه رو برای چی باید فالو کنه بهش کلایه میکنم ایراد میگیره بهانه میاره
خانمارو چند دیدم نگاه میکنه ناراحت شدم گفتم بهش
گفت تو مشکل داره ،یبار گفت مراعات میکنم ،یبار گفت اشتباه میکنی نگاه نمیکنم ،یبار گفت از رو نیست نگاه نمیکنم چند بار داشتم باهاش حرف میزدم زنارو دید اصلا هوشش رفت نفعمید چی گفتم بعد گفت تو فکر بود
تو جمع زیاد به من توجه نمیکنه با خانوما تو اقوام بیشتر گرم میگره
سرد شدم نمیتونم دوستش داشته باشم