برادرم اولین بار سال ۸۸ ازدواج کردواقعا عاشقانه همدیگه را میخواستن سال ۹۸ وقتی میخواستن بچه سوم به دنیا بیاد خانومش فوت کرد برادر موند با سه تا بچه بعد دوسال منو برادرهام بهش گیر دادیم باید ازدواج کنه که خیلی مخالف بود خلاصه ی جوری راضیش کردیم اما حالا که ازدواج کرد افسرد شده بچه میگن توخونه همش دعواست چه کنم بنظرتون
اگر بعد از فوت همسرش افسرده نشده ولی بعد از ازدواج دومشون افسرده شده مشکل توی ازدواج دوم هست شاید با همسرش تفاهم ندارن. شما کاری از دستت ن برنمیاد چون حرفی بزنید حتی از روی دلسوزی دخالت هست و ممکنه اوضاع رو بدتر کنه
شاید بچهها اذیتش میکنن و بچهها پیش شما خوب رفتار میکنن
دل چو بستم به خدا حسبی الله و کفی خدایا به همه اقدامی ها و چشم انتظارها ،فرزندانی سالم و صالح و اهل عطا کن که نور چشمشون هم توی این دنیا و هم اون دنیا باشن
این آدم حسابیها رو دیدین؟داراییشون شخصیه و اهل شوآف نیستن کاراشون برای تو چشم بقیه کردن نیست حـرفاشــون سـنده و مسئولیت پذیرن .اهل سرک کشیدن و فضولی نیستن سرشون به کار خودشون گرمه سر وقتش خوش اخلاقن وسر وقتش ســختگیرن .رفتارشون متینه.سعی کنید همچین آدمی باشین....
باید بین توجه به بچه هاش و همسرش یه توازن داشته باشه ک مشکل بوجود نیاد. اینجور مواقع زن حس میکنه فقط کلفت خونه شده و باید بچه داری کنه و فقط بخاطر رسیدگی ب بچه ها خواسته شده و یا بچه ها حس کمبود میکنن و فکر میکنند ک پدرشونم علاوه بر مادرشون از دست دادن. باید خودش مشکلشو حل کنه. اگر زنش یکم عاقل باشه با یه کم تغییر رفتار و رویه حل میشع
کاربری ۴ ساله ام ترکید.. بخاطر یه اعتراض مسالمت آمیز🤫🤫