رویای آزادی از خونه پدری دارم دعا کنید برام
امنیت جانی خانه پدری نداشتم بچگی با چاقو میخواست من را بکشه
خدا را شکر به خاطر تنبیه یک معلم دبستان زبانم بند آمد دیگه لال و گوشه گیر شدمم
ازدواج شادی خنده رقص موسیقی تو خانه ما حرامه
دعا کنید آزاد بشم فقط بدونید امنیت جانی ندارم
فقط دعا کنید