من ساکن شیرازم عاشق شهرمم . عاشق درختای حیاط خونمم . عاشق باغ ارم و باغهای خانواده ش هستم . عاشق سرسبزیشم . عاشق خونه م هستم . عاشق حیاطشم . با اینکه قدیمی و دو و نیم طبقه بود هر چی چندرغاز حقوق این دوازده سالم بود یا خرج بازسازی کامل خونه کردم یا مبلمان و وسایل.
بعدا شوهرم یه مدت گیر داده بود اینو بکوبیم و چهار طبقه بسازیم تا وضعمون بهتر بشه و اینقدر سختی نکشیم اما من گفتم نمیخوام و هرگز . کلی زحمت و خرج براش کشیدم
اما من در شیراز هیشکیو ندارم بیشتر وقتا تنهام . پسر نوجوانم با دوستاش تو پارکه . شوهرم مشغول کار و بار خودشه یا توی باغکهاشه . منم و دیوارها . گاهی تنها میرم کوه و استخر . استخر هم شد ۵۰ تومن دیگه فقط هفته ای یه روز میرم استخر اگه بشه ، قبلا سه روز میرفتم
شوهرم یه غیرانتفاعی نسبتا گرون کار میکنه و خرجمون را در میاره
من تهران و کرج فامیل دارم خواهر دارم میگم بیا اینو بفروشیم . نزدیک خواهرم بخریم . ساخت و سازت را اونجا بکن .
میگه من شغلم اینجاس . درامدم اینجاس و از شلوغی تهران و کرج هم متنفرم .
بنظرتون ایده م خوبه ؟ شوهرم راضی میشه ؟ کرج جایی که حقوق خوب بدن غیرانتفاعی کار گیرش میاد ؟ اینجا خیلی ماشالله موفقه و همکارها و دانش اموزا میخوانش.
آخه منم میانسالم باید تا دم مرگ تنها باشم ؟
خواهرهام رفتن شمال ولی شوهرم گفت کلاسهای تابستونی از شنبه شروع میشه و به پولش نیاز دارم و منو نبرد .
ضمنا بازنشسته ی پیش از موعدم