بچه ها من یه دختر اروم و اصن کاری به کار کسی ندارم و خیلی خجالتیم تو جمع هم اصلا حرف نمیزنم امشب مهمون داشتیم نشسته بودم یه جایی یه دفه بچه مهمونمون گفت من از تو خیلی بدم میاد بابام هم تایید کرد گفت باید هم بدت بیاد خیلی دلم گرفت همه هم شنیدن دوس داشتم همون لحظه بمیرم دوباره وقتی هم میخواستن برن بچه اذیت کرده بود باباش داشت میزدش رفتم ارومش کنم بچه داد زد گفت من از تو خیلی بدم میاد همه هم خندیدن .