خواستم بگم اذان صبح هستش
دلم میخواد صبح ها که از خواب بیدار میشم حالم خوب باشه برای خودم چای دم کنم صبحانه آماده کمم
ولی اونقدر حالم بده که از استرس زیاد پاهام رو بهم میکشم
از تخت که میام پایین انگار چشمام جایی رو نمی بینن
یه حالیم که موندم چطور تا حالا سکته نکردم
با خدا و زمین و زمان می جنگم که چرا از خواب بیدار شدم چرا نمُردم
میام سر گوشیم می بینم همسرم تماس گرفته پیام داده ولی حتی حوصله جواب دادن به همسرم که عشقمه ندارم♥
دلم برای همسرم میسوزه😔
https://s8.uupload.ir/files/۲۰۲۳۰۷۰۵_۰۳۱۷۴۶_yeph.png