(دورنگم)🎴تو مغزم خیلی صدا هس خیلی، تو سرم جنگله صبح که از خواب پا میشم دلم میخواد کسی نباشه باهام حرف بزنه،میخوام از خونه که میرم بیرون کسی منتظرم نباشه، برگردم دل کسی تنگ نشه واسم،☻️۰ میخوام تنها باشم در من تيمارستانی قصد شورش داره....یخیال پرداز روان گیاهخوار💚 intjفمینیست💜 عاشق علم ونجوم👩🏻🚀فیلم باز فیلم خواستی ژانر مورد علاقت رو بگو چندتا بهت پیشنهاد بدم🧸 کیدراما عشقمه:) من درون دنیای که تو مغزمه زندگی میکنم من صدا های تو مغزم میشنوم که واقعیت نداره من با افرادی که تو ذهنمه خوشحالم من با اشخاص غیر واقعی زندگی میکنمروزی به مشکلاتی که اکنون رنجم میدهد خواهم خندید...و از پنجره بیمارستان روانی به بیرون خیره خواهم شد:) this is måneskin🫀متفاوت باش... مثلا بشین رو تلویزیون مبل ببین
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
تو رووووو خدااااا کتاب بخونید مسواک بزنید****بینهایت زندگی رو دوست دارم و میخوام تا جایی که میشه زندگی کنم. کاش هر چی خاک اموات شما هست بقای عمر من باشه.این فیلم را به عقب برگردان آن قدر که پالتوی پوست پشت ویترین، پلنگی شود که می دود در دشت های دور، آن قدر که عصاها پیاده به جنگل برگردند و پرندگان دوباره بر زمین.نه!به عقب تر برگرد. بگذار خدا دوباره دست هایش را بشوید در آینه بنگرد؛ شاید تصمیم دیگری گرفت.-گروس عبدالملکیان
برای همه آرزوی آرامش دارم ....در قضاوت کردن احتیاط کنیدزمین به طرز عجیبی گرده تجربش میکنی خودت نه عزیزت دیدم که میگم .............من وفادارترین آدما رو دیدم که خیانت کردن.باهوشترین آدما رو دیدم که فریب خوردن.صادقترین آدما رو دیدم که دروغ گفتن. مهربونترین آدما رو دیدم که دل شکستن. قویترین آدما رو دیدم که کم آوردن.بالغترین آدما رو دیدم که بچگانه رفتار کردن.و از همهی اینها متوجه شدم هیچ بد و خوب مطلقی وجود نداره، همه ممکنه اشتباه کنن و هیچ چیز از هیچ کس بعید
تو رووووو خدااااا کتاب بخونید مسواک بزنید****بینهایت زندگی رو دوست دارم و میخوام تا جایی که میشه زندگی کنم. کاش هر چی خاک اموات شما هست بقای عمر من باشه.این فیلم را به عقب برگردان آن قدر که پالتوی پوست پشت ویترین، پلنگی شود که می دود در دشت های دور، آن قدر که عصاها پیاده به جنگل برگردند و پرندگان دوباره بر زمین.نه!به عقب تر برگرد. بگذار خدا دوباره دست هایش را بشوید در آینه بنگرد؛ شاید تصمیم دیگری گرفت.-گروس عبدالملکیان