هی میگم محل سگ به این شوهرم نمیدم .هی دلم رحم میاد .بارها دلمو شکسته .کاش دهنم لال بشه دیگه باهاش حرف نزنم .
روانی ه اصلا .هر مشکل کاری داشته باشه تو خونه فقط داد و هوارش برای ما هست .
برادرش دو تومنی دو تومنی بهش حقوق میده .زبون ندارد جرعت نداره از برادرش بخواد .اینم بگم شریکند .ولی مثل گدا به اون پول میده .
دخترم کفش ش کوچک بود .وقت ثبت نام آمادگی ش هم هست .گفتم بریم ثبت نام دیگه دیر میشه از شنبه دارم میگم هی میگه باید از برادرم پول بگیرم .نمی گیره .آخر سر امروز دخترم گریه کرد که کفش بخر برام .پررو برگشته بهم میگه از پول تولد ش که کادو دادن بخر .خیلی ناراحت شدم با کارانه خودم خریدم .
امروز گفتم بریم مهد ثبت نام کنیم آمادگی میگه نمیشه نره .دولتی ندارد .اصلا قاطی کردم .داد و بیداد کردم .زد بیرون رفت سرکار.
من امروز از شهری هم رد شدم .الان اومد .چای داشتم میاوردم گفتم یکم وقت بذار با من دوبل تمرین کن .لیوان ها رو ریخت رو فرش .روانی بازی درآورد .که اعصابم خرابه .زد بیرون . لباس و مانتو من و لباس دخترم همه ش با من ه .خوراکی دخترم هم با من ه .آقا زورش میاد از برادرش پول بگیره .می ترسه برادرش اخم کنه .ولی من روکم. چند روز پیش گفتم به برادرشوهرم .گفت زیاد خرج می کنید .گفتم شوهر من با شما شریکه .حقوق بگیر شما که نیست .گفتم شما از خرج و مخارج خونت خبر نداری .فکر می کنی کم ه .دیگه سکوت کرد.
خیلی ناراحت شدم ولی دیگه محل سگ نمیدم بهش. شوهرم هم یکم اخم دیده از برادرش امروز .ترسیده که تنهاش بذارن .میگه بی احترامی کردی .زور داره نداره؟ .می بینم بهترین میوه و غذا و لباس مال اون است .حقوق من دیگه کلا ش میره بابت قسط خرید خونه .فقط اضافه و کارانه می مونه .برای خرید خونه خودش زورش میاد .
دیگه لال بشم باهاش حرف نزنم
اومد شام گذاشتم خورد نه تشکر کرده چیزی مثل گاو رفت خوابید