اشک را می آورد لبخند را رم می دهد
آه بی تو زندگی دارد به بادم می دهد
من اگر کاووس شاه قصه باشم ،پیرِ توس
کار رستم را به دست کاک رستم می دهد!
آرزو کردم که خواب خوش ببینم سال هاست
بختکی شب ها به روی سینه ام لم می دهد!
من دل آشوبم همیشه مثل وقتی که خدا
وعده ی قابیل را دارد به آدم می دهد !
تازگی غم مثل یک شوهر نگاهم می کند !
که عیالش هستم و خرج مرا هم می دهد
بس که جاری بود اشکم، مطمئنم بعد مرگ
کوزه سازد کوزه گر از خاک من، نم می هد!