از دیشب حالم بده ...
سنگین و ناراحتم
از پریشب هم روی روحم سنگینی حس می کنم
دیشب کلی گریه کردم، ساعت ها ...
امروز صبح هم بی انرژی و غمگینم
از صبح سریال Nine perfect strangers رو دیدم
ولی حواسم از سنگینی روحم پرت نشد
حس کردم دوست داشتم یه تراپیست داشته باشم که بشینم یه جای راحت باهاش یه دل سیر صحبت کنم اونم وجودم رو واکاوی کنه
ولی اینجا ایرانه و تراپیست صرفا یه چیز تجملاتی محسوب میشه. جلسات کوتاه، هزینه ی گزاف و تراپیست های احمق با ژست های مزخرف
نمی دونم حالم چه کوفتیه ولی خیلی حس مزخرفی دارم
شاید از پیاماس ه، شاید انرژی ماه کامل دیشب، یا یبوست لعنتی که مانع سم زدایی طبیعی بدنم شده، شایدم چشم و نظر اون عوضیای پریشب 🧿
دقت کردم دیدم توی شبای ماه کامل به جای پر انرژی شدن معمولا گریان و آشفته میشم 🌝
عجیبه ...