به شوهرم میگم رفتم فلان جا فلانی در ماشین رو برای زنش باز کرد
انقدر خوشم اومد از کارش گفتم باریکلا چقدر مرد باشخصیتیه مشخصه با ادبه و تو یه خانواده محترم بزرگ شده
بخدا بی منظور گفتم
از فرداش در ماشین رو برام باز میکرد که منم نظرم دربارش اینجوری بشه
یا
بهش گفتم خیلی از مردایی که به زنشون گیر میدن بدم میاد که چی بشه حالم بهم میخوره بیشور بی فرهنگ از بس خودشون فلان جور بودن بقیه رم مثل خودشون میدونن
از فرداش دیگ گیر به لباسام نمیداد و ادای آدمای به شدت روشنفکر رو در میآورد که دوسش داشته باشم .
خیلی خنگوله خله چله 🫠
یبار بهم گفت بلد نبودم چطوری باهات رفتار کنم یا چطوری دلت رو به دست بیارم
خودت بهم یاد دادی
خیلی چسبید حرفش