بعداز یازده ماه مه از جدایی مون گذشته اومد بهم گفت بهم فکر نکن فراموشم کن
کمی باهام حرف زد گفت هرچی تو دلته بود
خیلی حالم بد بود خیلی
ولی وقتی گفت که بهم فکر نکن من این سر دنیام تو اون سر دنیای
فراموشم برا خاطر اینکه اذیت نشی
وقتی اینو گفت حالم کمی بهتر شد ناخودآگاه کمی کمتر بهش فکر میکنم
میخام بگم که اون رفته ولی هنوزم با این وجود آرومم کرد
ولی الان من تو رابطه ام با یکی دیگه بعداز پنج ماه هنوزم نمیتونه آرومم کنه
دوسش داشتم و دارم ولی جاش تو قلبم باشه خیلی بهتره تا اینکه تو زندگیم باشه
فقط وقتیکه که رفت همه چی رو برد اعتماد و حسو دیگه محاله بتونم داشته باشم اون حس رو🙃