عقدیم به همسرم گفتم که دلم نمیخواد کسی از زندگیمون بدونه مثلا بدونه ما امروز چه کردیم ....یااینکه توی تصمیماتمون دخالت کنه
داداشش زنگ زد بهش گفت که دنبال کارها تالار رقتید گفت خانوممم دمدونش مشکل داشت رفت دمدون پزشکی نتونستیم ....الان این چه ربطی داشت به برادر شوهرم .....چه کنم دوباره مستقیم بهش بم به نظرتون؟