چند روز پیش سهره شوهرم داخل تراس بود بعد رفتم سر بهش بزنم دیدم مرده سرش ب قفس گیر کرده مرده بود
زنگ شوهرم زدم گفتم سهره ات مرده عصبی شد گفت دیگه مرده کاری نمیتونم بکنم که ولی معلوم بود ناراحت هست
خلاصه ی نیم ساعتی گذشته بود اومدم بندازمش بیرون
دستمو از زیر قفس کردم نوک شو فشار دادم که سرش بیاد بیرون بندازمش بیرون
یهو جلوم شروع کرده ب پرواز کردن اصلا باورم نمیشد زنگ شوهرم زدم گفتم زنده شد اینقدر خوشحال شد که نگو
از اون روز تا الان اسمشو گذاشتم معجزه