2777
2789
عنوان

خاطره بازیی😁😁

124 بازدید | 14 پست

خانوماااا از خاطره و کارایی که دوران مجردی یا با همسرتون کردین بگینننن😁😁😁

من خودم ۱۹سالم که بود از خونه پیچیدم با شوهرم (دوست بودیم ) رفتم شمال  بعد همون روز تو ساحل بابامو دیدم ولی اون مارو ندید منه احمقم انقد هنگ کرده بودم بدو بدو رفتم گفتم سلام باباییی بابام و شوهرمم هنگ بودن از حرکت من 🤣🤣🤣

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

باباتم همون موقع رفته بود شمال

یه دختر قوی و شاد... عاشق کتاب...تومرا جان و جهانی😍خوش اومدی به زندگیم محمدرضای عزیزم.. شبی که شدی تمام وجودم ..صبحش قشنگ ترین  نور تابید به زندگیم💖اگه تو تاپیکی کامنت میذارم ..صرفا بخاطر استارتره...لطف کن ریپلای نکن منو ..دوست عزیز ..جوابی به ریپ زدنت نمیدم...خو ضایع میشی  سعی کن بیشتر مراقب شخصیتت باشی..سکوت بالاترین مرحله ی پختگیه👉❤و سخت ترین قسمت زندگی اونجاست که وابسته بشی و کاری از دستت برنیاد و مجبور شی از دور نگاهش کنی
بعد بابات نگفت اینجا چیکار میکنی؟ نگفت با کی اومدی؟ 😐

وای تو خونه به همه گفته بودم اکیپی دخترونه میریم🤣🤣

به بابامم زنگ زدم همینو گفتم 

بیچاره با شوهرم یکاری کردم همون روز رفت با بابام حرف زد با کلی معذرت و اینا گفت اره قصدمون ازدواجه و اینا🤣

هنوز کلی بهش میخندیممم

بابات چی گف

😂😂بابام هنگ بودددد

بعد با شوهرم گفتیم چیکار کنیم چیکار نکنیم بنده خدا رفت کلی از بابام معذرت خواهی کرد گفت اره بخدا قصدمون ازدواجه و بچه ایم هنوز اشتباه کردیم😂🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

بابامم انقد تعجب کرده بود بنده خدا فقط تایید میکرد 

ولی بعدش یه تایم زیاد زنگ و اینا میزدم اصلا جواب نمیداد🤣🤣🤣

نکنه بابات هم مامانت رو پیچونده بود اومده بود شمال؟؟؟ چقدر نابود بودی 

وای نه بابا مامان بابام جدا شده بودن 

خیلییی😂🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

بعد بابای من که اصلا شمال نمیرفت و همش کار و دادگاه و اینا دقیقا اون روز اومده بود شمال🤣🤣🤦🏻‍♀️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز