2777
2789
عنوان

حس خوب:)

46 بازدید | 4 پست

دیشب مهمون داشتم بعد از شام چایی خوردن و راه افتادند چون راهشون دور بود تقریباً ساعت ۱۰ ..۴ تا از همکارهای همسرم زنگ زدن که تو شهرتون مسافریم می‌خوایم شب رو خونتون باشیم اگه میشه همسرمم بهم گفت شب رو برو خونه مادرم بخواب که اینا معذب نباشن منم براشون چایی و تخمه و میوه آماده کردم و رخت خواب گذاشتم گوشه اتاق و رفتم خونه مادرشوهرم صبح ز زدم همسرم نگو داشتن خدافظی میکردن صداشون میومد  گفت میام دنبالت الان مهمونام دارن میرن ...

گفتم وای از دیشب همش دارم خونه مرتب میکنم الانم برم بمب ترکیده باورتون نمیشه برگشتم دیدم همه ظرفا رو چیدن تو ظرفشویی 

سفره رو تا زدن گذاشتن رو کابینت 

رخت خوابارو جمع کرده بودن دوباره گذاشته بودن تو اتاق

حتی یه سطل آشغال دارم تو حیاط دیدم اونجا چندتا ته سیگار انداختن رفته بودن تو حیاط سیگار کشیده بودن..یه دونه پوست تخمه رو فرشام نبود حتی شوهرم بهشون شلوار راحتی داده بود تا زده بودن رو دسته مبل گذاشته بودن ...شیر مادر و نان پدر حلالتون برا این تربیت و شخصیتتون...چقد حالم خوب شد واقعا انتظار داشتم با خونه ترکیده روبرو شم ...مامانایی ک پسر دارین لطفا پسراتون رو اینجوری بار بیارید پیلیز🥰🥰

خدایا شکرت که از مستاجری به صاحب خونه تبدیل شدم شکرت که از منتظر اتوبوس موندن رسیدم به لذت رانندگی با ماشین خودم شکرت به خاطر شنیدن این جملات(مااااااماااااان کجایی؟خانوم کجایی؟سلام دخترم ...اجی خوبی )اینا همه عزیزانمن خدایا نگه دارشون باش خدایا شکرت به خاطر محبتی که از همه اطرافیانم میگیرم شده حتی با یه سلام و یه لبخند من از کنار وانت میوه فروش رد میشم و میبینم یه خانم یه پلاستیک میوه دستشه و فروشنده کارت میکشه از ته دل میگم خدای روزی دهنده شکرت بخاطر خریده یه بنده و رسیدن روزی بنده دیگت من از دیدن پاجوش گلام از ته دل میگم خدایا شکرت من لحظه پختن غذا چرخیدن کلید در و اومدن همسرم لحظه اتو کشیدن مقعنه دخترم میگم خدایا شکرت (دیار مامان به جمع سه نفر منو بابا و اجی خوش اومدی پسرکم)

اشک در چشمانم حلقه زده 

من نیز همچنین 

خدایا شکرت که از مستاجری به صاحب خونه تبدیل شدم شکرت که از منتظر اتوبوس موندن رسیدم به لذت رانندگی با ماشین خودم شکرت به خاطر شنیدن این جملات(مااااااماااااان کجایی؟خانوم کجایی؟سلام دخترم ...اجی خوبی )اینا همه عزیزانمن خدایا نگه دارشون باش خدایا شکرت به خاطر محبتی که از همه اطرافیانم میگیرم شده حتی با یه سلام و یه لبخند من از کنار وانت میوه فروش رد میشم و میبینم یه خانم یه پلاستیک میوه دستشه و فروشنده کارت میکشه از ته دل میگم خدای روزی دهنده شکرت بخاطر خریده یه بنده و رسیدن روزی بنده دیگت من از دیدن پاجوش گلام از ته دل میگم خدایا شکرت من لحظه پختن غذا چرخیدن کلید در و اومدن همسرم لحظه اتو کشیدن مقعنه دخترم میگم خدایا شکرت (دیار مامان به جمع سه نفر منو بابا و اجی خوش اومدی پسرکم)

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز