از ازدواج متنفرم و با کسی هم نبوده و نیستم. انقدر زندگی های سمی اطرافیان رو آدم دیده چشمش ترسیده. دوست دارم مستقل بشم و مهاجرت کنم ولی خب شرایطشو فعلا ندارم یا بهتره بگم تلاشی نمیکنم. ولی خب ته دلم همیشه یه ترسی از تنهایی توی آینده دارم. کلا دچار دوگانگی شدم
نه شعرهای سهراب، نه عاشقانه های شاملو، هیچ کدام مرهم بی قراری هایم نشد. کسی جز اخوان حال مرا درک نکرد.آنجاکه گفت: «کیستم جز تکه ای تنهایی»
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من ۳۳ سالمه اره استرس دارم ولی فک نکنم ازدواج کنم اگه فضولا بزارن فعلا که قیدشو زدم با کسی ام در ارتباط نیستم
🍀🍀🍀🍀🍀 یادم بمونه هیچ چیزی از هیچ کس بعید نیست یادم بمونه چقدر امروز شرایط سختی داشتم یادم بمونه هر چند به ته خط رسیده باشم ولی امید داشته باشم خدا را چه دیدی شاید یکی از همین روزها نوبت من باشد 😔😔 ♡این نیز بگذرد♡