سلام عزیز دلم
خودت چطوری؟
تپش این همه آشفتگی و سردرگمی از تو بعیده دختر
همیشه میومدی اینجا و کلی ما رو راهنمایی میکردی...
سعی کن خودتو آروم کنی
من جای تو نبودم اما همیشه از تصور اینکه بخوام برم محضر و ازدواج کنم استرس میگیرم گاهی
و اکثر خانمای متاهل هم همین حرفو میزنن
میگن زمانیکه ازدواج کردیم یه مدت همش تو ذهنمون میچرخید که واقعا درسته؟!
شما هم که تایم آشناییتون کم بوده بیشتر استرس و ترس واست وجود داره
اما یه چیزی که خیلی مهمه این وسط اینه که
حتما ویژگی های مثبتی در اون طرف مقابل بوده حتما یه جاهایی به دلت نشست که تصمیم گرفتی بری محضر برای ازدواج
سعی کن بیشتر باهاش وقت بگذرونی
واقعا بیشتر الان تمرکزتون رو بزارین با روحیات هم آشنا شدن
بنظرم تا میتونی از تایم عقدتون استفاده کن
و اینکه نزار شوهرت متوجه حال و هوای الانت بشه بنده خدا الان فکر میکنه چی کم داره که تو نمیخوایش🤦♀️
دیگه ازدواج سنتی یکم از این بابت ها سخته
اما خوبیش اینه که یه ازدواج منطقی هستش
در مورد دانشگاهت هم که باید بگم الان نمونه بارزش یاسی هست که دانشجو هست و متاهلم هست
با اینکه رشته سختی میخونه اما باز داره مدیریت میکنه همه چیو
تو هم سعی کن زود خودتو وقف بدی با شرایط جدید
و خیلی زود عقب افتادگی هاتو جبران کن ...
الان یجوری همه متاهلن و دارن رشته های تاپ میخونن من فکر میکنم عامل شکست درسیم مجردیمه😂😂
و در آخر اگر خودت صلاح میدونی بیا یه چیزایی از آشنایی و اخلاقای همسرت بگو بتونیم راهنمایی کنیم