خوب اگه چیزی بود بینشون یا اگه امیر علی دختر عموش رو میخواست اونو میگرفت دیگه
یاسی جان مادرشوهرت ایناهم گفتن بری خونتون که با این چرت و پرتای جاریت رو نشنوی و بهم نریزی .
یاسی من تازگیا فهمیدم زندگی خیلی سخته اینکه بتونی حرفای بقیه رو نشنیده بگیری هم سخته
راستی یه تجربه بهت بگم وقتایی که بابت موضوعی از شوهرت دلگیری با تندی بهش نگو مظلوم نمایی کن و اروم بگو بعد دیگه درحد چند کلمه اعتراضت رو بگو کشش بدی یه جورایی خوده ادم مقصر میشه کم کم
ببین جاری اولی خیلی وقته عروسشونه وقتی اون رفته تو اتاق که صدای جاری دومی رو نشنوه این نشون میده همه حرفاش برا این بوده که زورش گرفته بوده