یه کاربری بودش
که روی همسایه تازشون کراش زده بوده
یه روز همون آقا میاد شلنگ آب ببره دختره رو میبینه و از طریق گوشی خواهرش شماره این خانوم رو بر می داره (این دختره گربه ملوس با مادرش میرن امام زاده خواهر زاده اش آسم داره حالش بد میشه اینا میرن اونجا دعا و گریه بعد همسایه جدید رو میبینن ازشون دلیل رو میپرسن که چی شده و خواهرشوهر الانش شماره دختره رو میگیره تا زنگ بزنه بعداً وحال خواهر زاده گربه ملوس رو بپرسه اینطوریه که خواهر شوهرش شماره این دختره رو داره )
و پیشنهاد آشنایی میده
خونواده دختره بخصوص پدرش خیلی مذهبی هستن
یه مدت بدون اطلاع خونواده بجز خواهر بزرگ ترش فکر کنم
با هم ارتباط دارن
بعدش این آشنایی منجر به ازدواج میشه
یه جاری داره که حدود ۱ماه زود تر این عروسشون میشه
گربه ملوس هم کنکور داده پرستاری قبول میشده اما پدرش اجازه نداده که شهر های دیگه رو بزنه این هم دیگه دانشگاه نرفته و میگفت حوصله درس دیگه نداره فکر کنم ۲۳سالشه
دامادم کارمند فروشگاه رفاه با حقوق ۱۲تومن یه خونه و یه ماشین داره
اطلاعاتی که دادم کافیه فکر کنم 😁