پسرحاجی که نمیدونست بیچاره وقتی اومد من و دخترعمو رو دید تو خونشون رنگش پرید 😂 البته تو اتاقش کلی غ ...
همون احتمالا به مادرشوهرت زنگ زدن میخوایم بهتون سر بزنیمایشون تو رو دعوت کرده اونجا باشی که بفهمونه جایگاه عروسشون کجاست آفرین به سیاستش همینجوری عروسای به این حد متفاوت رو کنار هم نگه داشته
احساس می کنم مادرشوهرت مثل یه ماده شیر داره از قلمروش محافظت می کنه
روزشمار شروع شده برات یاس گل تا به وصال برسی 😁😁😍😍💜💜 خیلی شیرین این دوران، ازش حسابی لذت ببر، زیر یه سقف که برین یه سری دغدغه های فکری بهتون اضافه میشه که الآن اصلا ندارینش پس حسابی خوش بگذرونین عزیزم 😍😍😍😍
لطفا در تاپیک من غیر از دوستان خودم کسی لایک و کامنت نگذارد. با تشکر
تصور من از انگشتری که مادرشوهر جان برای یاسی جان پسندیده
وای میرا 😂😂😂😂😂😂
خدا نکشت دختر 😂😂❤
میرا دارم یه رمان میخونم شخصیت دختر رمان رو همش فکر میکنم تویی😍😍 یه دختر شیطون و باجنم و زبر و زرنگ از اینا که همه رو حریفه، به خودش مطمئن بوده که عاشق نمیشه اما الآن بدجور عاشق شده، عاشقیش قشنگه😍😍 عاشق یه پسر کرد شده 😍😍
لطفا در تاپیک من غیر از دوستان خودم کسی لایک و کامنت نگذارد. با تشکر