2821
2789

بهم گفت تو همیشه دنبال تایید گرفتن از بقیه ای میخوای همه ازت راضی باشن یکم ولشون کن هرکار دلت میخواد بکن گفت قبل دیشب اخرین باری ک باهاشون دعوات شده چند سال پیش بوده این یعنی تو چند سااال تو اوج سن خلافکاری هرکاری کردی به بقیه فک کردی خلاصه حرفاش این بود ک یکم دنیا به کتفت باشه😬😂🤦🏻‍♀️

درباره پسرحاجی ام گفت تو با اصل قضیه پیام هیچ مشکلی نداری چسبیدی به فرعش وقتی میگی نمیخوای بهمش بزنی رفتارتم یه روز سرد یه روز گرم نباشه این چند روز به رابطتتون تنفس بده بعد ک اومد با حضور خانوادت قشنگ باهاش حرف بزن و ....

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

درباره پسرحاجی ام گفت تو با اصل قضیه پیام هیچ مشکلی نداری چسبیدی به فرعش وقتی میگی نمیخوای بهمش بزنی ...

چقد خوب که رفتی مشاور سردرگمی خیلی اذیتت کرد این مدت 

چقد خوب که رفتی مشاور سردرگمی خیلی اذیتت کرد این مدت 

برای حق طلاقم گفت بهش بگو ولی پافشاری نکن بذار بدونه با پنهانکاری میتونه راحت از دستت بده ولی با توجه به شخصیتش و بقیه حقایی ک میده خب واقعا حق طلاق نمیده بهت خیلی احتمالش کمه

من وقتی با مشاوره حرف میزنم حالم واقعی خوب میشه چون مطمئنم که ازروی تجربه و واقعیته داره  راهنماییم می کنه برای قضیه اخیر بهترین کار رفتن پیش مشاورت بود شکر خدا که وقت جورشد 


من جات باشم بیشتر میرم پیشش تا از لحاظ روحی بتونم خودمو شارژ کنم 


درمورد تایید طلبی راهنمایی کرد ؟  یه دوره های مجازی هست  خیلی مهیج و علمی  تو‌دوهفته  هم تموم میشه هفته ای دو ساعت برای این موردا خیلی کمک می کنه که راحت کنترل کنی 


من جات باشم خیلی رود یه دوره مطمئن پیدا می کنم شروع به خود شناسی می کنم مهم تراز خیلی چیزاست

پنجشنبه دو هفته پیش من و خانواده پسرحاجی  دعوت شدیم خونه عمش و کل فامیل پدریشم بودم اونجا اتفاق خاصی نیفتاد فقط یکی تز زن عموهاش بهم گفت ما فک میکردیم از این سه تا پسر یکیشون با فامیل وصلت کنن ک جاری دومم ( همون ک پرسیده بود رمز موفقیتت چیه و.....) گفت دیگه انقدر حاج خانم با فلانی ( مامانبزرگ خودم) صمیمی ان از هر فامیلی نزدیک ترن منم جوابی ندادم خلاصه اون شب گذشت 

فردا عصرش یعنی جمعه عصر یه پیام اومد برام ک من دخترعموی پسرحاجی ام و خلاصه ما هاشق هم بودیم تو رو مامانش پیدا کرده و تو رو ولت میکنه میاد سراغ من و ..... 

منم همون موقع اومدم تاپیک زدم دختر عموی نامزدم پیام داده با اسکرین 😂🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️ ک پربازدید شد نزدیک ۳۰۰ هزار نفر بازدید خورد بعدم از گزارشاشون ترکید برام تاپیک زدن دروغ میگی فلان رشته رو میخونی و .....😑


خلاصه جریان چی بوده؟ دختر عموش از پارسال طی چند ماه به بهانه سوال درباره رشتش و کار و .... مدام بهش پیام میداده یا میرفته محل کارش یا خیلی میرفته خونشون و اینا با هماهنگی جاری دوم بوده تا عید میشه عموش به بایاش میگه اینا ازدواج کنن؟ باباشم از پسرحاجی میپرسه اونم به خاطر  یه دلایلی ( بعدا بهم گفت چیا بوده با مدرک) گفته نه من و ایشون مناسب نیستیم بعد چند ماهم با من اشنا میشه دیگه بقیشو میدونی 

این حرفارو مامان باباش اومدن خونمون باباش گفت یه قران بیار من دستمو روش بذارم چه میدونم به مکه هایی ک رفته قسم خورد ، خودشم بیچاره چند شب هفته پیش تو کوچه ما خوابید خلاصه خیلی اتفاقا افتاد😂

2790
2823
2791
2779
2792