دیشب تاپیک زدم کسی نیومد باز میزنم
سلام بچه ها خوبید
من ی مدت بود هی رو دست و پام کبود میشد
خوابای بد میدیدم
ارتباطم با نامزدم همش بد میشد الکی دعوامون میشد .نصف شب از خواب میپریدم
بعد من برای مادر بزرگم ک تعریف میکردم گفت باید بیای بریم پیش ی زنی از این چیزا بلده
منم کلی مسخره کردم گفتم تو قرن چندیم مگ ک برم تو اینکارا
خلاصه مادر بزرگم منو زور کرد گفت بریم
منم بهش گفتم میرم اونجا مسخرش میکنم
خلاصه رفتیم . یهو زنه دراومد گفت ی جن عاشقت شده .
بچه ها توروخدا نرید سمت این چیزا از وقتی از پیش زنه اومدم بدتر شدم .اینا همش چرت و پرت میگن برای منافع خودشون معلوم نیست چ بلایی سر ما میارن