سلام دوستان
مدتی احساس تنهایی میکردم و میشه گفت افسردگی گرفتم یکی از همکاران بهم ابراز علاقه کرد بیرون گاهی رفتیم و.. بعد از چهار ماه متوجه شدم داره طلاق میگیره
بعد گفت یکی از همکاران دیگه در شهر دیگه که قبلا اونجا کار میکرده میخواد پیامهاشو به رییس نشون بده که این ابراز علاقه کرده و ... و به من گفت دختره میخواد پاپوش درست کنه برام ...
بعد ک متوجه شد ، متوجه شدم داره طلاق میگیره گفت زنم به یکی دیگه از خانوما زنگ زده که میام شرکت ابروی تو رو میبرم که باعث جدایی من و همسرم شدی
و گفت زنم با زن همسایه امون دعوا کرده که چرا برا من غذا میاورده ، زنه اصلا قصد بد نداشته خونمون هم دوربین داره ...
خلاصه من گیج شدم
و چون افسرده شدم و احساس میکنم دوسش دارم گفتم مشورتی با شما کنم و نظرتونو بدونم ..
اینم بگم تقریبا بعد ۱۴ سال دارن جدا میشن و میگه از اول قصد جدا شدن داشتیم بخاطر بیماری مادرم نتونستم و حالا مهریه بالا ازم میگیره و نفقه ماهی ۲۵ میلیون ...