پدرشوهرم خیلی حسوده خیلی . قبلاها هیچ وقت فکر نمیکردم ی مرد حسود باشه تا اینکه پدرشوهرمو دیدم .انقدر اول ها بهم متلک میزد و شدیدا رابطه من و شوهرم کنترل میکرد اگه کوچک ترین محبتی شوهرم بهم میکرد خون به پا میکرد من قطع رابطه ام باهاشون ولی چندوقت پیش شوهرم منو از دانشگاه که ۲ ساعت راه تا خونه اورد پدرشم اورد خرید داشت توی راه همش متلک میزد اخم میکردشوهرم خواست ی اب معدنی برام بگیره به زور گذاشتش گفت په واسه چیته من پشت سر شوهرم نشسته بودم گاهی شوهرم دستش از پشت میاورد لیوان تو دستش که اب بریزم براش چنان پدرشوهرم باحسادت به دست شوهرمنگاا میکرد . خدایا شانس ماست . مادرشوهرم که از پدرشوهرم بدتره . ۳ سال زندگی زهر شده برام خیلی حسرت میخورم باهاش ازدواج کردم