چند شب ه به شوهرم میگم بیا با من رانندگی کنم یکم ۱۳ شهری دارم .اینم بگم از پس فردا چهار جلسه اضافه برداشتم .دیشب گفت خسته م امروز هم از پنج عصر اومد خوابید آخر سر الان میگم بریم میگه خسته م .برو هزار جلسه اضافه بردار با من کار نداشته باش
بعد صبح محبت ش گل کرده بود سیصد هزار تومان !!!زد به کارتم رسید آورده منم فکر کردم سه میلیون ه .بعد دیدم نه .گفتم برای مانتو خیلی کم ه .گفت نه پول ارایشگاهه .مانتو رو با هم میرسیم می خریم
امروز گفتم بریم میگه پول زدم دیگه با اون برو بخر من حوصله گشتن ندارم
دیگه آمپر سوزوندم رفتم زدم به کارتش پول شو
گفتم جاری اونقدر طلا داره از بهترین جا دایم در حال خرید ه
چطور با هم شریکید که وضع من اونه
اونم گفت من آرامش ندارم منم گفتم به درک
هیچ وقت کمک م نکرده هیچ وقت