تایپیک قبلیم یادتونه گفتم به خواستگارم گفت بریم بیرون یک جلسه اشنا بشیم چندمدت بعد رسمیش کنیم گفتم بیاد خواستگاری رسمی اگر حرفی هست و اشنایی تو نامزدی مشخص میشه و دیگه جواب نداد بعضی دوستان گفتن اشتباه کردی بعضی دوستان حمایت کردن دیروز عصر با دو خط باهام تماس گرفت من سرکار بودم نتونستم جواب بدم بعد یک ساعت پیام دادم تماس گرفتین گفت خودتون چی فکر میکنید؟ گفتم فکر میکنم تماس گرفتین بعد نیم ساعت خودم زنگ زدم بهش مشغولش کرد و پیام از خود گوشی سیو میکنن بعد طرف سرش شلوغ میشه خود به خود ارسال میشه بعدا با شما تماس میگیرم ... دیگه خبری نشد من یه حس بدی دارم انگار عذاب وجدان کل وجودم گرفته انگار در حقش ظلم شده ؟ یا نمیدونم چجور توصیف کنم ؟ همش میگم بهش پیام بدم بگم حرفام باعث ناراحتیتون شده ؟ بعد میگم نه این مسخره بازیا چیه مثل بچه ادم بیاد حرفش بزنه !