سلام
من مادرم ۷ماه فوت کرده و بابام اون اول طلاهاشو برداشت گفت قایم کنم بعد الان گفته میخام بفروشم خونه رو بسازم کمک حالم باشه و بگم بابام خیلی مامانمو اذیت میکرده کل طلاهام داداشم براش خریده بود و مامانم همیشه تو دعواهاش به بابام میگفت تو چشمت دنبال طلاهامه .
بگذریم .الان خواهرام میگن طلا هارو تقسیم کنیم گفتن تو برو با بابا صحبت کن منم رفتم گفتم بعد بابام گفت بزارید سال مامانتون تموم شه منم بمیرم (دوراز جونش)میخاید قبل سالم به ارثم فکر کنید من حالم خیلی بد شد یکم جرو بحث کرد گفتیم واسه یادگاری میخایم واسه فروختن نمیخایم یکم اروم شد این قضیه برای دیشب امروز خواهرم زنگ زد گفت بابا راجب طلا دیگع چیزی نگفت گفتم گفته جمع بشید یه روز تقسیم کنم بینتون بعد گفتم طلا چ بدردمون میخوره حداقل اینجوری کمک حال بابا میشه بعد ابجیم قاطی کرد گفت ینی بابا لنگ چندتا طلا تا خونه رو بسازه چرا طرف داریشو میکنی گفتم خب دست ماهم باشه یا اخرش میفروشیم یا تهش میرسه به بچهامون اونا میفروشن بنظرتون من حرف بدی زدم در حق مامانم بقیه بی انصافی کردم بچها لطفا توهین نکنید خواهرانه ج بدین