ببین داری میگی دیگه، نمیتونی باهاش مواجه بشی هی پاتو عقب میکشی
اتفاقا دیروز پیش روانپزشکم بودم، من اضطراب و استرس شدید داشتم که گفت دیگه داره تبدیل میشه به وسواس فکری
هی سعی کردیم کنترلش کنیم، اصلاحش کنیم نشد بعد گفت دیگه از این به بعد ایگنور مواجهه ایگنور مواجهه
ببین یه مثال خیلی قشنگی زد گفت اضطراب مثل یه بچه سرتق میمونه کی میبینه هر چی بیشتر خودشو به در و دیوار گریه و ناله بزنه بیشتر جواب میده، وقتی به مادر اون بچه میگیم توجه نکن میگه وای میخوامااا ولی نمیشه یهو خیلی بدتر میکنه خیلی بدتر و ابرومون میره اینا، خب اون بچه میبینه هی تو کوتاه میای معلومه که از این شیوه استفاده میکنه، به خاطر همین ما بهش میگیم اون لحظه ایگنورش کن ولی بعدا توی یه زمان دیگه توجهت رو بهش نشون بده
اضطرابم همینه که حالا تبدیل به وسواس فکری شده
باید اول سعی کنی اروم باشی
هر روز صبح و هر شب قبل خواب یوگا کار کن
زمان یوگا اونارو خودت دعوت کن به ذهنت، بعدش ذهنتو شرطی کن، یعنی اونا توی ذهنتنا ولی تو داری رو نفس عمیق تمرکز میکنی، بعد از یه مدت ذهن شرطی میشه و در همه زمانا وقتی نفس عمیق میکشی انگار میترسن بدو بدو خودشون فرار میکنن
این افکار رو نباید خودت بیرونش کنی، خودشون باید برن