2777
2789
همینه کاش فراموش نکنیم

تقدیم به شما


وقتی ما درک می کنیم که زندگی چقدر کامل است و هر چیزی دقیقا همانطور اتفاق می‌افتد که باید اتفاق بیفتد رهاتر از همیشه هستیم تا وارد جهان شویم و چیزها را در جهت بهتر شدن تغییر دهیم

ما همیشه سعی میکنیم در آنجا برسیم در حالی که اینجا جایی است که کل زندگی در آن است ما همیشه تلاش می کنیم به خانه برسانیم در حالی که شاید ؛فقط شاید ؛ما پیشاپیش در تجربه کنونی مان در خانه ایم اما آن را تشخیص نمی دهیم.

جوینده معنوی در جستجوی روشن ضمیری خانه اش را ترک می کند و دوباره به خانه باز میگردد فقط برای اینکه کشف کند که آن روشن ضمیری که او در جستجویش بود از ابتدا آنجا بوده است.


در کل تاریخ بشری جستجوی خانه خودش را در هر منظری از زندگیمان در هنر موسیقی در علم ریاضی ادبیات فلسفه جستجوی عشق معنویت به صراحت بیان کرده است. جستجوی خانه در روان بشری بسیار عمیق است.

ماشوندگان احساس می کنیم که موسیقی به طریقی ما را حرکت می‌دهد ما را از حالت معمولی به سفری در دوردست ها می برد و به نحوی تغییر کرده لمس شده و متحول شده به جایی که بودیم بازمی‌گرداند ما حرکت داده شدیم گرچه به هیچ وجه حرکتی نکردیم.
ما احساس می‌کنیم مجبوریم خانه را در جستجوی آنچه به ما احساس کمال یافتگی می‌دهد ترک کنیم اما به طور مساوی احساس می‌کنیم که مجبوریم به خانه باز گردیم

احساس جدایی چگونه در تجربه ی کنونی ما متجلی می شود؟


ما همیشه با این احساس آزاردهنده زندگی میکنیم که چیزی در زندگی مان کم است آن یک احساس فقدان است یک احساس خالی بودن عجیب مثل اینکه درما سوراخی هست که باید پر شود یا ما اینگونه که هستیم  به اندازه کافی خوب نیستیم یا چیزی در ما به طور اساسی اشتباه است در نتیجه این احساس خالی بودن است که ما به دنیای زمان و مکان می‌رویم تا خانه راستین مان را جستجو کنید تا استراحت کیهانی و آسایش را جستجو کنیم سرشاری چیزها را جستجو کنیم.
در دلتنگی کیهانی مان در جستجوی یگانگی با خدا روح طبیعت یا مرشد هستیم. ما در جستجوی جفت روحی خودمان نیمه ی دیگرمان آنچه ما را کامل خواهد کرد هستیم. ما در جستجوی سرنوشتمان هستیم، بی آنکه درک کنیم که پیشاپیش در حال زندگی کردن آن هستیم.


ما فکر می‌کنیم به دست آوردن آنچه می‌خواهیم و یافتن آنچه جستجو می‌کنیم ما را به خانه خواهد برد.
دلتنگی کیهانی ما به خانه ؛ ریشه ی همه چیز است.

افراد اشیا می توانند یک احساس موقتی از امنیت راحتی و لذت به تو بدهند اما نمی‌توانند آن چیزی را که تو واقعا مشتاقش هستی که رهایی از همه باختن ها و از دست دادن هاست. رهایی از فقدان و نهایتاً رهایی از مرگ به تو بدهند. آنها نمی توانند آن امنیت کیهانی را که در آرزوی آنی به تو بدهند نمیتوانم تو را به خانه ببرند. هیچ چیزی بیرون از تو نمی تواند تو را به خانه ببرد.

این یک توهم زیباست که اشیا افراد یا هر چیزی بیرون از خودمان می تواند ما را خوب کند، می‌تواند ما را به خانه ببرد. ما خیلی سریع شروع به این باور می‌کنیم که جستجوی چیزی بیرون از خودمان سرانجام ما را از همه افکار و احساسات بد دور خواهد کرد. ما در جستجوی چیزی بیرون از خودمان هستیم تا امور را خوب کند.

 ایجاد یک حس جدایی و سپس جستجو برای اصلاح آن با یافتن تمامیت؛ بخشی از تکامل طبیعی زندگی است. .جستجو اشتباه و دشمن نیست بلکه صرفاً یک مورد از هویت گرفتنی اشتباه است.


جف فوستر

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز