من سال گذشته عزیزترین آدم زندگییم (مادرم) رو از دست دادم. از هفته قبلش قرار بود مراسم عقد برادرشوهرم باشه و من از خانواده همسرم خواستم مراسم رو بگیرن و حتی هسرم رو هم به مراسم فرستادم. فردای مراسم همسر برادرشوهرم با من تماس گرفت و من حالم خیلی بد بود. اون هم یه تسلیت گفت. چهل روز گذشت و مراسم ما سر مزار بود. این بانو باز هم تماس گرفت که اومدن به بهشت زهرا برام مشکل بود و... گذشت و برادرشوهرم سه ماه بعد عروسی گرفت. من نمی خواستم شرکت کنم ولی به خاطر همسرم که تو این مدت خیلی هوای من رو داشت و کنار من و پدرم بود توی مراسم حاضر شدم. بعد از دو ماه با وجود این که مادرشوهرم از زیر گرفتن مهمونی در رفت! من تازه داماد رو پاگشا کردم. چون شعار مامانم این بود که «تو خوب خودت باش» و همیشه هم خوشون به همه خوبی میکردن😢خلاصه کن عید نوروز پیش پدرم بودم که مادرشوهرم زنگ زد که بیایید با هم بریم خونه برادر همسرم، من تازه به صرافت افتادم که اونا نیومدن دیدن ما! و با این که عید اول مادرم بوده و میدونسته ما خونه پدرم هستیم نیومده.
مراسم سالگرد من همسر برادر شوهرم رو دعوت نکردم چون به نظرم اون اصلا من رو سوگوار نمیدونست! ولی اون خودش اومد ولی کلا جلو نیومد که سلامی بده و تسلیت بگه و خودش رو پشت مادر همسرم قائم کرد. فقط موقع خداحافظی به من دست داد و من هم خداحافظی کردم. حالا حالا همسرم میگه چرا بهش بی احترامی کردی؟!!! آخه شما بگید حق با کیه؟ کجای رفتار این خانم قابل احترامه؟ کجای دنیا سوگوار میره دنبال مهمان ها و بهشون سلام میکنه؟ با کدوم اصول اخلاقی کسی که با وجود سوگ نمیذاره مراسم کسی به هم بخوره شایسته تشکر حضوری نیست؟ من تا حالا خوبی کردم ولی دیگه فکر می کنم دارم احمق فرض میشم 🙄🙄🙄