2777
2789

دوستان منو شوهرم خونواده هامون شمال زندگی میکنن،مجبوریم بریم شمال چون یکسری کار ناتموم داریم اونجا

بعد الان چن وقتیه تو خونواده من ی مشکلاتی وجود داره ک یکیش اینه ک بابام خرجی نمیاره یا کم،چن ماه پیش رفتیم شمال بخاطر همین وضعیت خونه مادر شوهرم موندیم فقط یبار رفتم خونه بابام،بعد مادرشوهر و خواهرشوهرم هی میگفتن چرا زیاد نمیری اونجا ب گو،ه خوردن افتاده بودم،خیلیی معذب بودم با این ک اونجا بقیه بچه هاشم بودن و کلا پنج روز شاید موندیم،الان باز بخام برم شمال همین داستانه من چ کنممم

ی تازه مامان💗

بروخونه بابات باخودتم وسایل ببر 

خدا جونم خیلی دل تنگ روزهایم ک اصلا قدرشونو ندونستم بیرون رفتنهای بی دغ دغه دورهمی های دوستانه اخ چه روز های داشتم هرروزم تنوع بود ولی متاهلی ک فک میکردم خیلی خوب میشه دقیقآ بر عکس شد ن تفریحی ن بیرون رفتنی خستم دل تنگ مجردیم😭😭😭

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

نه اخه ،اونجاهم تعداد زیاده

یا به همسرت بگو این چند روز رفتیم شما خونه خودتون باش من خونه خودمون بگو مامانم یا یکی نزدیکات چیزی می خواد بخره می خوام باهاش برم اگر شما تنها خونتون باشی هرچی باشه می خوری ولی شاید همسرت باشه مادرت بنده خدا بخواهد غذایی درست کنه سخت باشه براش بلاخره هر جور هست همسرت خونه خودشون باشه تا خانواده شما به سختی نیفتنولی یه جوری باشه احترام خانوادت حفظ بشه

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792