کلی مسئله داشتیم باهم بار اخری که کات کردم خودش برگشت میدونم اینده ایی باهاش ندارم به دلایلی نمیشه اصلا تا وقتی باهاشم میگم فقط بودن باهاش وقتمو هدر میده ولی وقتی نیست حالم خوب نیست شاید وابستگی یا شاید عادت کردم بهش خیلی مشکلات داشتیم خیلی جاها اذیت شدم مخصوضا اوایل اونم قول میداد تکرار نکنه میگفت دست خودم نیست تا حدودی تکرارم نمیکرد ولی جدیدا حرفی برا گفتن نداشتیم میگفتم چرا حرقی نیست میگفت طبیعی این شاید طبیعی باشه ولی خیلی بی حال بود و سرد طور گفتم چرا گفت طبیعی اشتیاق اولیه رو نمیشه تا اخر رابطه حقظ کرد رفته رقته اروم میشه ولی همچنان دوست دارم فقط برا کارم و شرایطم انرزیم پایینه بعدم هی بهم میگفت تند رفتی واقعا من تند رقتم یا حق باهام بود؟