2777
2789
عنوان

تجربه من از شیر گرفتن تدریجی

16346 بازدید | 19 پست

من چند روزه که بچمو به روش تدریجی از شیر گرفتم. دلم می‌خواست تجربمو باهاتون به اشتراک بذارم. تایپ کردم میذارم تیکه تیکه. شما هم اگه تجربه ای دارین بذارین تا مامانا استفاده کنن. اگه خواستین یه کامنت بذارین مطلب تموم شد لایکتون میکنم بخونین....

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

من روش ۴ در چهار تو اینترنت سرچ کرده بودم. این روش به این صورته که چهار روز اول از صبح به بچه شیر نمیدی تا ساعت دوازده ظهر،بعد که خواست بهش میدی چهار روز دوم همین رونده تا پنج بعد از ظهر، چهار روز سوم تا ده شب، چهار روز چهارم اگه تو خواب شب برای شیر بیدار شد بهش میدی و بعدش دیگه قطع کامل.

یه توضیحی هم در مورد پسر خودم میدم که با شرایط بچه های خودتون بسنجید. الان یکسال و ده ماهس، من از یکسالگی سعی کردم شیرشو کمتر کنم در واقع اولویت غذا بود، به این صورت که صبح از ساعت هشت به بعد اگه بیدار میشد بهش شیر نمی‌دادم که بخوابه دیگه صبونشو میدادم بعدش اگه میخواست شیر میدادم
قبل وعده های غذایی حداقل دو ساعت بهش شیر نمی‌دادم که غذاشو خوب بخوره. و این که من صبحونه حدود ساعت نه میدادم، ناهار  ساعت دوازده، عصرونه ساعت ۵ بازم غذا میدادم ساعت نه و نیم ده هم شام‌. بینشم میوه و تنقلات و آجیل اینا. میخواستم به روزی سه بار برسونم ولی موفق نشدم چون حوصلشم سر میرفت شیر میخواست🤦‍♀️ روزی حداقل شیش هفت بار و گاهی خیلی بیشتر شیر میخورد.و نکته مهم این که پسر من فقط با شیر خوردن می‌خوابید که این کارو سخت تر میکنه، باید یه جایگزین براش پیدا شه، من این مدت تو تاب ریلکسی خوابوندم. 

یه توضیحی هم در مورد پسر خودم میدم که با شرایط بچه های خودتون بسنجید. الان یکسال و ده ماهس، من از یک ...

به نظرم اگه بچه هاتون بدون شیر خوردن خودشون میخوابن تو این مرحله سه هیچ جلویین

چیزیم که مهمه زمانی باید شروع کنین که هم خودتون هم بچتون آمادگی داشته باشه، مثلا سرما نخورده باشه. در حال دندون درآوردن نباشه، خودتون حالتون خوب باشه و بتونین حسابی براش وقت بذارین میوه و خوراکی  مورد علاقش هم در اختیارش باشه. چند تا اسباب بازی جدیدم براش بخرید

یه چیز دیگم بگم من روز سیزدهم این روند یه اتفاق افتاد مجبور شدم به مادرم بگم که دارم پسرمو از شیر میگیرم وگرنه تصمیم داشتم به کسی نگم‌ تا آخرش.. ‌ چون به هر حال ممکنه تفکرشون فرق کنه، مثلا میگفت هوا گرمه وای، هنوز دوساله نشده، یه دفعه میگرفتی اذیت نشه و... کلی ازین حرفا و توصیه های قدیمی... من میدونم تو یکی دوماه آینده جایی نمیخام برم، بیرونم برم تو ماشینه با کولر روشن، تو خونه هم که خنکه، البته که ادرارش کمتر شد چند روز نسبت به قبل ولی الان باز همه چیز اوکیه

روزی که تصمیم گرفته بودم شروع کنم ۵ صبح بیدار شد، من گفتم دیگه تصمیمو گرفتم الانم صبحه و نباید بهش شیر بدم، دستشو گرفتم بردم تو آشپزخونه بهش صبونه دادم. دیگه باهم بازی کردیم تا ساعت هشت اینا که خوابش گرفت و تو تاب خوابوندمش، عادتش این بود که بعد ناهار بخوابه ولی چون صبح زود بیدار شده بود خوابش گرفت. وقتی بیدار شد دیگه تایم غذاش بود غذاشو دادم و باهم مشغول بازی شدیم دیگه برای شیر دادن هم مشکلی نبود ولی من وایسادم تا خودش بخواد چند ساعتی دووم آورد بعد شیرشو خورد. چهار روز اول کارم راحت تر بود، البته تصمیم گرفتم خوابش بهم نریزه به خاطر همین اگه زودتر از هشت بیدار میشد میذاشتم تو تابش بخوابه تا تایم خوابش بیفته بعد ناهار.  بعد اونم که سنگین میشد و شیر میخورد تا بخوابه‌

چهار روز دوم یه مقداری مشکل تر بود چون می‌بایست تا پنج بهش شیر نمی‌دادم. روز اولش برای خواب بعد از ظهرش کلی گریه کرد شیر میخواست که بخوابه منم نا امید شدم که من نمیتونم به شوهرم پیام دادم کنسله نمیتونم و حدود ساعت دو بود که دیگه بهش شیر دادم ولی شوهرم گفت نه شروع کردی باید تا آخرش بری امروز اشکال نداره فردا ادامه بده، از فرداش باز تلاشمو کردم بعد صبونه بردمش حموم حسابی تو حموم خسته شد میدونستم اینطوری راحت تر میتونه بخوابه و همینطورم شد  فردا و پس فردا هم حموم بردم و راحت خوابید.

 خودمم لباس پوشیده تنم کردم، اصلا جلوش دراز نمی‌کشیدم چون اونموقع میومد لباسمو میداد بالا. تو پذیراییمون یه ستون هست که اکثرا اونجا نشستم و بهش شیر دادم وقتی اونجا مینشستم میومد سمتم،انگار یادش میفتاد، دیگه سعی کردم اونجا نشینم. کلا نشستنم کمتر شد اگه مشغول کاری باشم یا باهاش بازی کنم کمتر ذهنش سمت شیر میره.. منظور اینه که تو موقعیتی نباشه که یادش بیفته.‌.. مواقع دیگه هم که سمتم میومد سریع بلند میشدم، قایم موشک بازی می‌کردم باهاش، توپ بازی می‌کردم. اسباب بازی جدید براش میاوردم. یه توپ بادی سبک براش گرفتم که توش یه زنگوله داره خیلی دوسش داره یه سری وسایل پزشکی و یه سری آچار  و ابزار اسباب بازي براش خریدم که کلی باهاشون سرگرم میشه.. ‌مغز آجیل براش آماده میذاشتم که سریع بیارم ، میوه می‌آوردم. آب میدادم آهنگ میذاشتم براش. بازم پنج به بعد تا زمانی که یادش نمیفتاد سعی می‌کردم ندم که معمولا چیزی طول نمی‌کشید و این که از همون روز اولم دیگه شبا با شیر نخوابوندم،میذاشتم تو تابش بخوابه بعد میذاشتم زمین و تو خواب بهش شیر میدادم که کم کم یاد بگیره خودش بخوابه..‌. 

چهار روز سوم هم به همین منوال، البته این بار تا ده شبه ولی خودشم انگار عادت کرده بود زیاد درخواست نمیکرد. البته  کاری که من تو این روزا کردم این بود که ده شبم بهش شیر ندادم چون بیدار بود و اگه شیر میدادم با شیر میخوابید، من تو تاب خوابوندم و بعد که خوابش برد تو خواب بهش شیر دادم، اینطوری هم سینه خودم خالی میشد هم تو بیداری نخورده بود که یادش بیاد بازم... خواب شبشم بهتر شده کمتر بیدار میشه خداروشکر .حس میکنم این کارم خیلی کمک کننده بوده برای این که راحت تر این عادتو ترک کنه...

چهار روز چهارم فقط توی خواب اگه خواست بهش شیردادم... که البته روزای آخر مصادف شد با دندونای آخرش که داره در میاد .
زیاد بیدار میشد ولی می‌خوابید باز، الانم که هنوزم درگیر دندوناشم خواب شبش بهم ریخته روزا هم همش دستش تو دهنشه خدا کنه زود در بیان😞

ممنون عزیزم، خدا کنه منم بتونم با این روش از شیر بگیرم

حتما میتونی عزیزم... خیلی حس بهتریه اینطوری از شیر بگیری چون حس بد به بچه منتقل نمیشه و کم کم فراموش میکنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز