2777
2789
عنوان

داستان زندگیم

123 بازدید | 1 پست

امشب میخام درد و دلامو بنویسم 

از وقتی رفت دیگه اون ادم سابق نبودم روز به روز دیوونه تر دلتنگ تر میشدم همش مجازی تو واقعیت همجا چکش میکردم فقط میخواستم ببینمش تو این کوچه اون کوچه ول بودم یجا رد نمیشه ببینمش ندیدمش هیچ وقت دیگه تصمیمو گرفتم گوشیمو کنار بزارم و خودمو تو خونه حبس کنم ۳ ماه گوشیمو کنار گذاشتم نه مجازی نه تو واقعیت چکش کردم فقط یه گوشی نوکیا داشتم که برا زنگ زدن خوب بود شبانه روز منتظر بودم الان زنگ میزنه یا پیام میده ولی هیچ وقت نه زنگ زد نه پیام داد دیگه دوباره شروع کردم مثل قبل مثل الافا دنبالش بودم اینور اونور ولی نشد الان بعد از گذشت این همه مدت هنوز یه روز نشده از خدا نخام برگرده هر روز دعا دعا میکنم برگرده ولی هیچ وقت برنگشت خدایا نمیدونم چه حکمتی داره برنمیگرده بعد نمیدونم چرا مهرش یه ذره هم از دلم نمیره کاش حسم بهش بمیره راحت شم دیگه خسته شدم بخدا روانی و دیوونه شدم خدا کنه یا هر چه زودتر برگرده یا من حسم بهش بمیره راحت شم‌.

 دعا کنین برگرده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز