بعد از دوماه دو کیلو گوشت گرفته میگه
کباب درست کنیم خواهرم اینا داداشم اینا بیان .
(حالا همشونم بخوورنا ... یعنی من یدونه ور میدارم برمیگردم میبینم تموم شد.... معلوم نیست جنس دندوناشون از چیه که اینقدر تند تند تموم میکنن )
. اصلا بفکر منو دخترمون نیست . فقط میگه خواهرم بچه هاش داداشم مامانم بابام
همیشه ام میگه زن بچه واسه ادم نمیمونن این خوانواده است که میمونه ...
بخدا دوماهه نه من نه دخترم رنگ گوشت ندیده بودیم
حالا خودم جهنم نگران دخترمم میترسم مریض شه گوشت نخوره
. خودش میره چلوکبابی میخوره استوری میکنه بعد میگه دوستم مهمونم کرده الکیی....
چجوری رفتار کنم با سیاست ...نمیخام دعوا کنم ...