دیشب فهمیدم برادرشوهرم قبول شده تو آزمون دبیری .
دلم برای دختری ک ب هوای کارمندی ش میخاد باهاش ازدواج کنه میسوزه .
ما دختر دارا با سختی بچه بزرگ میکنیم اما جامعه خیلی ب بچهای دختر ظلم میکنه .
دلم برا خودم و اون دختر میسوزه ک تو چ خانواده آیی میخاد پا بذاره .
راستش دلم گرفته یاد خودم و هزارتا آرزویی ک برآورده نشد افتادم کلی زار زدم .
چون خودمم ب هوای کارمندی همسرم بهش بله گفتم و الان فهمیدم اگ شغلش نبود نگاه هم بهش نمینداختم